ابو القاسم راز شيرازى

606

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

بىعلّت او . و هرگاه عارف گرديد به عنايت بىعلّت و فضل و رحمت بىنهايت خداوند كه ، قبل از وجود و هستى و طاعات او ، او را به محض موهبت ، از عين عنايت و منّت ، ايجاد فرمود و ما يحتاج او را به محض كرم و جود در كنار او گذارد ، حسن ظنّ و اميد به هم مىرساند به حقّ - جلّ و علا - ، و قطع‌نظر مىكند از ما سواى او - كائنا ما كان - . پس معرفت بر قصور خود در عبوديّت ، و كمال حقّ تعالى در ربوبيّت و رحمت و عنايت بىعلّت ، باعث كمال ايمان است و كمال ايمان ، باعث حسن ظنّ به حقّ تعالى و سوءظنّ به خود و فعل خود است . و از اين جهت ، حضرت امام ص مىفرمايد : اصل حسن ظنّ ، از حسن ايمان و سلامتى قلب است از درد جهل و عدم معرفت ؛ چه ، به واسطهء مرض جهل و عدم معرفت ، ضعف ايمان و سوءظنّ به خداوند حاصل مىشود و باعث سوء عاقبت مىگردد . و حسن ظنّ ، بر دو قسم است ؛ اوّل : حسن ظنّ است در حقّ خالق خود - جلّ مجده - ، و ثانى : حسن ظنّ است به خلايق او . و حضرت امام ، اشاره به هر دو فرموده ؛ و هريك از اين دو را ، اسباب و علامات است . و مىفرمايد : اسباب و بواعث حسن ظنّ به اخوان مؤمنين و اخيار ، چهار خلق و عمل است : حياء و امانت و صيانت و صدق ؛ اوّل ، حياء است ؛ زيرا كه به سبب نور حيائى كه فطرى و جبلّى مؤمن است ، حيا مىكند از آنكه سوءظنّ داشته باشد از برادر ايمانى خود ، به سبب شراكت در ايمان ؛ بلكه نظر مىنمايد به عين طهارت و فضلى كه از لوازم ايمان اوست به سوى برادر خود ، به حسن ظنّ در طاعات و عبوديّت خداوند و عقايد و اعمال او . پس حياء ، سبب حسن ظنّ به مؤمن است در طاعات و عقايد و افعال او . و باعث ثانى : نور امانت است كه فطرى مؤمن است ؛ و به مشاهدهء نور امانت در خود ، گمان مىكند كه در برادر خود نيز نور امانت متحقّق